|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 0:16 توسط ریش قرمز |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 0:15 توسط ریش قرمز |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 0:9 توسط ریش قرمز |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 0:7 توسط ریش قرمز |
عشق به شكل پرواز پرندست + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 9:26 توسط ریش قرمز |
چه آغازي + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 9:25 توسط ریش قرمز |
من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 9:22 توسط ریش قرمز |
قصه بی سر و سامانی من گوش کنيد گفتگوی منو حيرانی من گوش کنيد شرح اين قصه جانسوز نهفتن تا کی سوختم ، سوختم اين راز نگفتن تا کی روزگاری من و دل ساکن کويی بوديم ساکن کوی بت عربده جويـی بوديم دين و دل باخته ديوانه رويی بوديم بسته سلسله ، سلسله مويی بوديم کس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود يک گرفتار از اين جمله که هستند نبود نرگس غمه زنش اين همه بيمار نداشت سنبل پر شکنش هيچ گرفتار نداشت اين همه مشتری و گرمی بازار نداشت يوسفی بود ولی هيچ خريدار نداشت اول آن کس که خريدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت با دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت با دل پر گله از نا خوشی روی تو رفت حاش آلله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت آميز کسان گوش کند + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 9:21 توسط ریش قرمز |
اگه هم صدام بودي + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 9:19 توسط ریش قرمز |
دوست داشتن برتر از عشق است.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نا بینایی اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد,اما دوست داشتن در ورای سن و زمان زندگی میکند و بر آشیانه ی بلندش روز و روزگا را دستی نیست......... عشق طوفانی و متلاطم است اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار ا نجابت. عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست دنیایش دنیای دیگری است . عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن"و اندیشیدن نیست.اما دوست داشتن در اوج معراجش از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین میکند و با خود به قله ی بلند اشراق می برد. عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در "دوست"میبیند و می یابد. عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی بی انتها و مطلق.... عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن . عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نا مطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان . عشق همواره با "شک" آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هر چه بیشتر می نوشیم سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ,تشنه تر . عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر. عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای در دوست که دوست را به دوست می برد. دوست داشتن "هم زبانی در سرزمین بیگانه یافتن " است. عشق اگر پای عاشق در میان نباشد نیست اما دوست داشتن جز دوست داشتن و دوست سومی ندارد. + نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390 12:42 توسط ریش قرمز |
|
| ||||||