تبليغاتX
غم راه فراری جز بی خیالی ندارد

غم راه فراری جز بی خیالی ندارد

از این که سراغ این وبلاگ اومدین ممنونم با این که میدونم بایه کلیک اشتباه راتون اینورا افتاده

آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!! تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم دوستت دارم

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت18:57توسط ریش قرمز | |

 تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي :دخترحتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنن

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت18:56توسط ریش قرمز | |

 نميخوام از تو يكي جدا بشم پس از جدايي از تو مثل ديوونه ها بشم تو منو خوب ميشناسي حرف من حرف مرد ميدوني اگه بري تموم دنيا برام ميشن مرده اگه من نميخوام تورو از دست بدم واسه اينه كه دوست دارم تا بميرم تو قشنگترين حرفا رو داري تو بهترين چهره ي دنيا رو داري التماست ميكنم از پيشم نري بعد تو من ميزنم به سيم اخري تو هميشه ميموني تو قلب من تك و تنها تو رو عوض نميكنم من با تمام دنيا

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت18:54توسط ریش قرمز | |

عشق من از وقتي رفتي خونه تاريکه چراغ خونه خاموشه آخه لامصب حالا که رفتي فيوز رو چرا بردي؟ هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش زل بزن تا عشقتو تو چشاش ببيني اگه نگاه کرد عاشقته اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايينو يک لحضه رفت تو فکر بدون که بدون تو ميميره و اگه سرشو انداخت پايين وحرف و عوض کرد اصلا دوستت نداره

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت18:54توسط ریش قرمز | |

ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روز مثله گل نيلوفر تنها بشم وسطه يه مردابه بزرگ .... حالا که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر ميگردم که از تنهايي نميرم ... حالا مي فهمم که گل نيلوفر مغرور نيست ... اون خودشو وقف مرداب کرده بود

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت18:51توسط ریش قرمز | |

در اين شب مهتابي كه ميدانم دلتنگ عطر باراني ,اشكهايم را تقديم قلب درياييت ميكنم اما نه . . . ميدانم دوست نداري اشکي از چشمانم جاري شود پس با صدايي که از اعماق وجودم بيرون مي آيد فرياد مي زنم از صميم قلبي كه به راهت باختم دوستت دارم

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت18:54توسط ریش قرمز | |

کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ... کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم ... کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ... کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم ... کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم

 

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت18:54توسط ریش قرمز | |

دلم گرفت اي هم نفس پرم شكست تو اين قفس تو اين غبار تو اين سكوت چه بي صدا نفس نفس از اين نامهربوني ها دارم از غصه مي ميرم رفيق روز تنهايي يه روز دستاتو مي گيرم

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت18:53توسط ریش قرمز | |