تبليغاتX
غم راه فراری جز بی خیالی ندارد

غم راه فراری جز بی خیالی ندارد

از این که سراغ این وبلاگ اومدین ممنونم با این که میدونم بایه کلیک اشتباه راتون اینورا افتاده

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت14:28توسط ریش قرمز | |

عزيزترينم!!

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت14:22توسط ریش قرمز | |

تاریکی

 

 

بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی...

 

همان جايي كه رهايم كردي.

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت14:18توسط ریش قرمز | |

 

 با رفتن تو آسمان رنگی دگر شد

با رفتن تو دیدگانم خونین و تر شدم

دیگر توان شعر گفتن در برم نیست

با رفتن تو عصر من با ناله سر شد

غمگین ترینم در نبودت بین یاران

خون از دو چشمم گشته جاری همچو باران

تنها ترین ماوای من بعد از تو دلدار

میخانه است و جمع پاک غمگساران

چشم به در تا عاقبت روزی بیایی

پایان دهی بر غصه و درد و جدایی

 

 

تو رفتی و در سکوت کلبه عشق

تمامی وجود من سخت آزرد

شقایق های این دشت پر از خون

درون سینه ام نشکفته پژمرد

تو رفتی و با تو عشق هم سفر کرد

شریک غم به کام من فرو ریخت

سکوت ماتم درد و جدایی

به شبهای غم آلود بیامیخت

سفر کردی لیکن دستهایم

کنون در حسرت و غرق نیازند

فراق و دوری ات را چاره ای نیست

پس از تو اشکهایم چاره سازند

بیا ای زندگانی بگذر از من

که بی او زندگانی هیچ و پوچ است

فروپاشیده شد کاشانه دل

پرستوی مهاجر فکر کوچ است

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت14:16توسط ریش قرمز | |

.

ای که تقدیر تو را دور از من ساخت سلام

نامه ای دارم از فاصله ها

چند شب بود که من خواب تو را می دیدم

خواب دیدم که فراری هستی

می گریزی از شهر پاسبانان

همه جا عکس تورا می کوبند

در همه کوی و گذر قصه تبعید تو بود

مردم و تیر و تفنگ

اسبهای چایک

متهم:قاتل گلهای سفید جایزه یک گل رز

و تو می دانی من عاشق گلهای رزم

دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت

نگرانت شده ام بی جوابم مگذار

پشت پاکت بنویس متهم قاتل گلهای سفید

تو که می دانی من عاشق گلهای رزم

9 

همه مثل هميم :


دو چشم و دو گوش . دو دست و دو پا .


يک قلب و .. ... دوستت دارم!


حالا ..


از ميان فرزندان آدم و حوا


هر که بي گناه است دستش بالا ؟!

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت14:15توسط ریش قرمز | |

ابر بارنده به دریا می گفت: من نبارم توکجا دریایی؟! در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود از مایی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت8:43توسط ریش قرمز | |

خدا ساده است پیچیده نیست

 باید ساده بشی پیچیده نباش چون خدا از پیچیدها خوشش نمیاد گفتم: یعنی چی ؟؟؟؟/ گفت: ساده بپوش .. ساده بگذر از خطاهای دیگران .... ساده غذا بخور..... ساده فکر کن ... ساده زندگی بکن..... ساده از دردهایت بگذر ..... ساده از کلامهای دیگران بگذر.... ساده نگاه کن .... ساده برو.. ساده بیا ... ساده نفس بکش......

ساده بمیر و مهمتر از همه ساده

برا دیگران خیر بخواه

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت8:40توسط ریش قرمز | |

چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه مي انديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد

آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
..... و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
.................................... و تكان دادن سر....

چه كسي باور كرد
............... جنگل جان مرا
........................ آتش عشق تو خاكستر كرد؟

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه مي انديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد

آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
..... و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
................................... و تكان دادن سر....

چه كسي باور كرد
.............. . جنگل جان مرا
......................... آتش عشق تو خاكستر كرد؟

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

چه كسي باور كرد
.............. . جنگل جان مرا
......................... آتش عشق تو خاكستر كرد؟

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت10:24توسط ریش قرمز | |

دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت9:5توسط ریش قرمز | |

اگر بهترین دوستم نیستی لا اقل بهترین دشمنم باش اگر غمخوارم نیستی لا اقل بزرگترین غمم باش.هر چه هستی بهترین باش چون بهترینها همیشه در یاد خواهند ماند پس در بدترین خاطره هایم بهترین باش

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت8:41توسط ریش قرمز | |

حسرت نبرم بخواب آن مرداب کارام درون دشت شب خفته است دریایم و نیست باکم از طوفان دریا همه عمر خوابش آشفته است

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت8:37توسط ریش قرمز | |

 : عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم

 

 

 

شاملو

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت13:14توسط ریش قرمز | |

پنجره باز و بسته كن ياد هوای ابری وابرهای دل شكسته كن پنجره باز و بسته كن ياد پرنده آسمان نسيم ريشه بسته كن در پی پاره تنم زخمی و دربه در منم لال‌ام و در سكوت خودبر سر و سينه می زنم روزی نمی رسد كه من به دوری تو خو كنم خواب تو را عزيز من چگونه آرزو كنم

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت13:47توسط ریش قرمز | |

خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت13:46توسط ریش قرمز | |

شب هاي بلند بي عبادت چه کنم؟تن من به گناه کرده عادت چه کنم؟ياران همه گويند خدا مي بخشد! گيرم که ببخشد,ز خجالت چه کنم؟

 

وقتی خدا تو رو به لبه پرتگاهی می بره بهش اعتماد کن یا از پشت میگیردت یا بهت پرواز کردن رو یاد میده

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:29توسط ریش قرمز | |

گفتند ستاره را نمی توان چید ... و آنان که باور کردند... برای چیدن ستاره ... حتی دستی دراز نکردند... اما باور کن ... که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره... دست دراز کردم... و هر چند دستانم تهی ماند ... اما چشمانم لبریز ستاره شد

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:27توسط ریش قرمز | |

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد سپرد

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:27توسط ریش قرمز | |

مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده اش ميده ... ولي من که بهترين بنده اش نيستم ...پس چرا اونو به من داده

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:26توسط ریش قرمز | |

فقط کسي معني دلتنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد دوست خوب داشتن بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:23توسط ریش قرمز | |

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت14:22توسط ریش قرمز | |